محمد الريشهري
16
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )
شمارى از اين احاديث را همين مدّعيان دروغين جعل كرده باشند . براى نمونه مىتوان گفت : ادّعاى مكان ظهور در مهدى عليه السلام مغرب ، مشرق ، يمن ، طالقان ، خراسان و نقاط ديگر ، چه بسا بيشتر آنها ساخته و پرداختهء كسانى است كه خود ، دستاندركار ادّعاى مهدويت بوده و براى اين كه براى خود وجاهتى كسب كنند و جاى پايى بر جاى نگذارند ، احاديثى را جعل كردهاند . بعدها نيز شمارى گرفتار تأويلات شگفت در تعيين محلّ ظهور شده و اين گونه احاديث را جدّى گرفتهاند . براى نمونه مىتوان به بحثهاى مفصّلى كه قاضى نعمان در شرح الأخبار در بارهء ظهور امام مهدى عليه السلام در مغرب كرده تا آن را بر عبيد اللَّه مهدى تطبيق كند ، مراجعه كرد . « 1 » از سوى ديگر ، قطعى بودن نام امام مهدى عليه السلام و همنام بودن ايشان با نام پيامبر صلى الله عليه و آله ، بسيارى را براى ادّعاى مهدويت به هوس انداخته است ، بويژه پس از آن كه « اسم أبيه اسم أبى ؛ اسم پدر او ، اسم پدر من است » نيز بِدان افزوده شد . بايد توجّه داشت كه گاه از احاديث درست هم برداشتهاى سوء استفاده گرايانه مىشود ، چنان كه منصور عبّاسى ، نام فرزندش را مهدى گذاشت تا ذهن مردم مهدىخواه ، متوجّه او شود . البته در بسترسازى اين قبيل امور ، شمارى از علماى سادهانگار هم كه باورهاى عارفانهء صوفيانه دارند ، بسيار مؤثّر بودهان ؛ زيرا افكار و آثار آنها مردم را كه به اين قبيل علما تمايل دارند ، جذب چنين جنبشهايى مىكرده است . براى نمونه مىتوان به جنبش مهدىگرايانهء سيّد محمّد نوربخش مثال زد كه استادش خواجه اسحاق ، مهمترين حامى او بود و حتّى جانش را بر سر اين اقدام گذاشت . « 2 »
--> ( 1 ) . ر . ك : شرح الأخبار : ج 3 ص 353 و 364 . ( 2 ) . ر . ك : سيّد محمّد نوربخش و ادّعاى مهدويت در سال 826 .